دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان نکن…….چون خموشان بی گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده ای جام خلاص خورده ای……….بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
این دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام……….اوست پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد……………..ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود…………خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون……………..بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن




دیدگاههای تازه